ترجمه "vagabundo" به فارسی

سلندر, ولگرد, ولگرد بهترین ترجمه های "vagabundo" به فارسی هستند.

vagabundo adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • سلندر

    adjective
  • ولگرد

    noun

    Matei e enterrei três vagabundos, o ano passado!

    تو يه سال گذشته سه تا ولگرد رو کشتم و خاک کردم!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vagabundo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Vagabundo
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • ولگرد

    noun

    Matei e enterrei três vagabundos, o ano passado!

    تو يه سال گذشته سه تا ولگرد رو کشتم و خاک کردم!

عباراتی شبیه به "vagabundo" با ترجمه به فارسی

  • جنده · دریده · سلندر · سلیطه · پتیاره · کس
اضافه کردن

ترجمه های "vagabundo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه