ترجمه "vala" به فارسی
حفره, چاله, گودال بهترین ترجمه های "vala" به فارسی هستند.
vala
noun
feminine
دستور زبان
-
حفره
nounNão sei dizer se as áreasNescuras são valas ou paredes.
نميتونم بگم که مناطق تاريک حفره ست يا ديوار
-
چاله
nounToda a gente procurava bolas de golfe nos arbustos e nas valas.
ولی بقیه توی بوته ها و چاله ها دنبال توپ گلف بودند.
-
گودال
nounVão encher as valas, rastejar uns por cima dos outros.
گودال ها رو پر ميکنن از سر و کله ي هم بالا ميرن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vala " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vala" با ترجمه به فارسی
-
سيستمهاي آبياري · شبکههای آبیاری · نظامهای آبیاری
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
واله داوستا
-
دره امر غریب
-
دره سیلیکون · درهٔ سیلیکون
-
پاکیزهسازی نهر آب
-
تپهها · درههاي مرتفع · زمینهای مرتفع · كوهها · كوهپايهها · نواحي كوهستاني · نواحي مرتفع
-
تندیسهای بودا در بامیان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن