ترجمه "vizinho" به فارسی
نزدیک, همسایه, همسايه بهترین ترجمه های "vizinho" به فارسی هستند.
vizinho
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
نزدیک
nounManda essa gente embora, para que possam comprar comida para si nas aldeias vizinhas.’
مردم را مرخص کن بروند تا از دهات نزدیک برای خود غذا بخرند.›
-
همسایه
nounCriar uma filha é como regar as plantas do vizinho.
دختر بزرگ کردن مثل آب دادن باغچهٔ همسایه است.
-
همسايه
Você não ouve os vizinhos e nem sons indesejados.
تو صداي همسايه ها و صداهاي که نميخواي بشنوي رو نميشنوي.
-
ترجمه های کمتر
- ساکن
- قریب
- مجاور
- محل خاص
- موضع
- مکان
- همساي
- همسایگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vizinho " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vizinho" با ترجمه به فارسی
-
مجاور · نزدیک · همسایه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن