ترجمه "volume" به فارسی
حجم, جلد, بلندی صدا بهترین ترجمه های "volume" به فارسی هستند.
volume
noun
masculine
دستور زبان
-
حجم
nounDe 1 (quantidade de espaço ocupada por um corpo)
Um dos melhores indicadores é o mero volume de composições que criam.
یکی از بهترین معرف ها حجم خالص آهنگ هایی است که ساخته اند.
-
جلد
nounMais depressa queimaria o terceiro volume do que o desfiguraria com tal mentira.
من زودتر جلد سوم را خواهم سوزاند به جای اینکه آن را با چنین دروغی از بین ببرم
-
بلندی صدا
Algumas pessoas têm de se esforçar bastante para aprender a falar com volume adequado.
تنظیم بلندی صدا به اندازهٔ مناسب به خصوص برای برخی دشوار است.
-
ترجمه های کمتر
- تنه
- جثه
- جلد بزرگ
- دوره
- صدا
- مجلد
- محتوا
- کتاب قطور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " volume " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "volume" با ترجمه به فارسی
-
روش حجم محدود
-
افشانش فوق کمحجم
-
مجوز چندین نصب
-
سرویس کپی سایه حجمی
-
کلید محصول برای مجوز چندین نصب
-
حجم مولی
-
حجم خون · حجم پلاسما
-
تنفس · تهويه ريوي · حجم تنفسي · سوخت و ساز تنفسي · نفسكشيدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن