ترجمه "voto" به فارسی
رأی, رای, انتخاب بهترین ترجمه های "voto" به فارسی هستند.
voto
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
رأی
nounQue critérios você usa ao decidir para quem votar?
برای تصمیمگیری در مورد اینکه به چه کسی رأی بدهید، از چه معیارهایی استفاده میکنید؟
-
رای
Aqui temos alguém que já vota por quase meio século.
و اینجا کسی رو داریم که نزدیک نیم قرنه داره رای میده!
-
انتخاب
nounGostaria de salientar que votei em orangotango, mas mandaram-me calar.
البته من يکي که اورانگوتان انتخاب کردم ولي تو دادوبيداد کردي
-
ترجمه های کمتر
- عهد
- نذر
- ورقه رای
- پیمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " voto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "voto" با ترجمه به فارسی
-
رأی مخفی
-
رأی مخدوش
-
برگه انتخاباتی
-
رأی انتقالپذیر
-
رایدهی اجباری
-
رای مخفی
-
رای دادن
-
رأی اعتراضی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن