Glosbe logo Glosbe
ورود
رومانش
فارسی
  • cuorrer
  • cupla
  • cuppegn
  • cuppin
  • cuppina
  • cur
  • curanta
  • curànta
  • curer
  • curider
  • curir
  • curonta
  • currer
  • currider
  • Currider

ترجمه "cur" به فارسی

کی ترجمه "cur" به فارسی است.

cur
+ اضافه کردن ترجمه اضافه کردن cur

رومانش-فارسی فرهنگ لغت

  • کی

    adverb
    Swadesh-Lists
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

اضافه کردن مثال اضافه کردن

ترجمه های "cur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Glosbe logo Glosbe
با افتخار با ♥ در لهستان ساخته شده است

Tools

  • سازنده فرهنگ لغت
  • ضبط کننده تلفظ
  • ترجمه ها را به صورت دسته ای اضافه کنید
  • نمونه ها را به صورت دسته ای اضافه کنید
  • نویسه گردانی
  • همه لغت نامه‌ها

درباره

  • درباره Glosbe
  • شرکا
  • سیاست حفظ حریم خصوصی
  • شرایط استفاده از خدمات
  • کمک

در تماس باشید

  • Facebook
  • Twitter
  • تماس