ترجمه "grass" به فارسی
روغن, فربه, چاق بهترین ترجمه های "grass" به فارسی هستند.
grass
دستور زبان
-
روغن
noun -
فربه
adjective -
چاق
noun -
چربی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
روغن, فربه, چاق بهترین ترجمه های "grass" به فارسی هستند.
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید