ترجمه "rat" به فارسی

خون, خین بهترین ترجمه های "rat" به فارسی هستند.

rat
+ اضافه کردن

Vlax Romani-فارسی فرهنگ لغت

  • خون

    noun

    Sar exemplo, i Biblia phenel că lesche iacha ci suportin „le vast cai șioren rat nedoșalo” (Le Proverbe 6:16, 17).

    برای نمونه، کتاب مقدّس میگوید که خدا از «دستهایی که خون بیگناه را میریزد» بیزار است.—امثال ۶:۱۶، ۱۷، ترجمهٔ قدیم.

  • خین

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

اضافه کردن

ترجمه های "rat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه