ترجمه "şef" به فارسی
رهبر, سالار, سر بهترین ترجمه های "şef" به فارسی هستند.
şef
دستور زبان
-
رهبر
nounSe dă o recepţie pentru toţi şefii de departamente.
رهبر دليرمون داره يه مهموني شرکتي با حضور تمام سران سازمان برگزار ميکنه.
-
سالار
noun -
سر
nounTu şi şeful tău vă bazaţi pe cooperarea voluntară şi voioasă a câtorva angajate talentate.
تو و رييست به همکاري مشتاقانه يک سري کارمند با تجربه اعتماد ميکنين.
-
ترجمه های کمتر
- مدیر
- کارفرما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " şef " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن