ترجمه "Comutator" به فارسی

کلید, جابجایی, سویچ بهترین ترجمه های "Comutator" به فارسی هستند.

Comutator
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلید

    noun

    De ce nu să nu pui comutatorul de lumină în interiorul unui dulap?

    چرا نباید یه کلید چراغ رو توی یه کمد بذارن ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Comutator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

comutator Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جابجایی

  • سویچ

اضافه کردن

ترجمه های "Comutator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه