ترجمه "Cutie" به فارسی
جعبه, جعبه, باکس بهترین ترجمه های "Cutie" به فارسی هستند.
Cutie
-
جعبه
nounvarietate de conteiner
Cutia a fost goală, dar Pandora încă se îngrijeşte de speranţa noastră.
جعبه خالي بوده ولي اين پاندورا بوده که اميد ما رو با خودش حمل ميکرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Cutie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
cutie
noun
feminine
دستور زبان
-
جعبه
nounDacă nu e cutia care trebuie, te voi omorî cu mâna mea.
اگه اين جعبه درست نباشه ، خودمو مي کشم.
-
باکس
Noua mea cutie imbunatatita va ofera fantezii holografice interactive.
باکس ِ جديد و پيشرفته من خيالاتي هولوگرافيک و کاملآً تعاملي به شما عرضه مي کنه.
-
کانتینر
عباراتی شبیه به "Cutie" با ترجمه به فارسی
-
کاربر صندوق پستی
-
صف تحویل صندوق پستی
-
دستیار صندوق پستی پوشه اداره شده
-
صندوق پستی ابزار
-
جعبه نامه · صندوق پست
-
پایگاه اطلاعاتی صندوق پستی
-
سینه
-
کارتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن