ترجمه "Leu" به فارسی

شیر, شیر, شير بهترین ترجمه های "Leu" به فارسی هستند.

Leu
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیر

    noun

    Soţul meu vrea să-l acompaniez la Leul Roşu pentru rezultate.

    شوهرم از من میخواد برای اعلام نتایج در کافه شیر سرخ بهش ملحق بشم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Leu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

leu noun masculine دستور زبان

mamifer

+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیر

    noun

    شیر (گربهسان)

    Fiecare dintre ele are patru feţe: de taur, de leu, de vultur şi de om.

    هر یک از آنها چهار صورت دارد؛ صورت گاو نر، شیر، عقاب و انسان.

  • شير

    Nu mă voi odihni până ce leii vor zbura peste Winterfell.

    تازماني كه شير به وينترفال فايق نشده من استراحت نخواهم كرد.

  • [[شیر]]

تصاویر با "Leu"

عباراتی شبیه به "Leu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Leu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه