ترجمه "Mușchi" به فارسی

ماهیچه, خزه, ماهیچه بهترین ترجمه های "Mușchi" به فارسی هستند.

Mușchi
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهیچه

    noun

    ماهیچهها انرژی شیمیایی مواد غذایی را به انرژی مکانیکی تبدیل میکنند

    Sunt dispozitive cu motor care sunt controlate de mici semnale electrice care vin de la mușchi.

    آنها دستگاههای موتور داری هستند که توسط سیگنالهای کوچک الکترونیکی ماهیچه های شما کنترل می شوند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Mușchi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

mușchi noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خزه

    noun

    Mananca ceva care nu este mușchi.

    چیزی غیر از خزه بخوریم

  • ماهیچه

    noun

    Sunt dispozitive cu motor care sunt controlate de mici semnale electrice care vin de la mușchi.

    آنها دستگاههای موتور داری هستند که توسط سیگنالهای کوچک الکترونیکی ماهیچه های شما کنترل می شوند.

  • عضله

    noun

    Pentru că punem un nerv mare și gros pe o bucată de mușchi.

    چون ما یک عصب بزرگِ فربه را در داخل بخش کوچکی از عضله قرار می دهیم.

  • ترجمه های کمتر

    • فیله
    • میسه

عباراتی شبیه به "Mușchi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Mușchi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه