ترجمه "Pix" به فارسی
قلم, خودکار بهترین ترجمه های "Pix" به فارسی هستند.
Pix
-
قلم
nounAcum ia un pix, încercuieste o literă în fiecare nume, si nume si prenume.
حالا يه قلم بردار ، دور يه حرف از هر اسم دايره بکش هم اسم کوچيک هم فاميل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pix " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
pix
noun
neuter
دستور زبان
-
خودکار
adjective nounDacă pixul vostru s-ar putea reproduce, asta ar fi o problemă.
اگر خودکار شما می تونست تکثیر بشه، تا حدودی مشکل ساز می شد.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن