ترجمه "Plancton" به فارسی
پلانکتون, پلانکتون بهترین ترجمه های "Plancton" به فارسی هستند.
Plancton
-
پلانکتون
nounVecina Sandy Plancton spunea cã ţestoasele de mare trãiesc pânã la 100 de ani.
سندي پلانکتون ، همسايه مون... مي گه لاک پشت هاي دريايي تا صد سال عمر مي کنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Plancton " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
plancton
Noun
دستور زبان
-
پلانکتون
nounNoaptea, caută peştişori prin plancton, dar cu precauţie.
شب هنگام آنها يک ماهي کوچک را ميان پلانکتون ها يافتند ولي او هوشيار است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن