ترجمه "Porumbel" به فارسی
فاخته, کبوتر, فاخته بهترین ترجمه های "Porumbel" به فارسی هستند.
Porumbel
-
فاخته
nounAm auzit numele " Porumbel " de trei ori până acum.
" ما سومين باره که اسم " فاخته رو داريم مي شنويم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Porumbel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
porumbel
noun
masculine
دستور زبان
pasăre
-
کبوتر
nounPoate doriți să faceți upgrade de la transportator porumbei sau orice om devreme folosește.
بهتره کبوتر نامه بر يا هر چيزي که انسان هاي اوليه استفاده ميکنن رو بذاري کنار.
-
فاخته
nounÎmi place brăţara ta, mai ales porumbelul.
. از دست بندت خوشم مياد ، مخصوصاً فاخته
-
کفتر
nounDacă un porumbel... îi ocupă locul, îl dă afară.
اگر يکي از کفتر ها سعي کنه که بياد و جاشو بگيره ، اون جا رو بهش ميده
-
ترجمه های کمتر
- سپاروک
- قمری
- كبوتر
- کالوج
عباراتی شبیه به "Porumbel" با ترجمه به فارسی
-
کبوترخانه
-
کبوتر چاهی
-
یاکریم
-
کبوتر چاهی
-
کبوتر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن