ترجمه "Proces" به فارسی

فرآیند, فرایند, فرآیند بهترین ترجمه های "Proces" به فارسی هستند.

Proces
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرآیند

    noun

    Procesul pe mal durează circa trei sau patru zile,

    فرآیند بر روی ساحل سه یا چهار روز طول میکشه،

  • فرایند

    Procesul de captare a luminii spirituale este un efort pe viaţă.

    فرایند گرد آوری نور روحانی پژوهش یک عمر است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Proces " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

proces noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرآیند

    noun

    Ultimul pas al procesului e retractarea pielii și creșterea părului.

    در آخرین مرحله این فرآیند، پوستشان باز می شود و مو بر بدنشان جوانه می زند.

  • پروسه

    noun

    Vă voi arăta o mică parte a acestui proces îndelungat.

    من میخوام بخشی از اون پروسه وسیع و طولانی رو بهتون نشون بدم.

  • روند

    Noun

    تناوب انجام کار

    Vă voi arăta o filmare a procesului de înviere a acestor trei specii, în această ordine.

    حالا میخوام به شما فیلمی نشان دهم از روند رستاخیز سه تا از این گیاهان با این ترتیب.

  • محاکمه

    noun

    Verdictul se dă la sfâşitul procesului, Cauchon nu de la început.

    راي در پايان محاکمه قرار ميگيره ، کوشن. نه در آغاز اون.

عباراتی شبیه به "Proces" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Proces" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه