ترجمه "Selfie" به فارسی
سلفی, سلفی بهترین ترجمه های "Selfie" به فارسی هستند.
Selfie
-
سلفی
adjective nounعکاسی از خود
Aici a fost toate Selfie și Gummies acru, și Demi Lovato.
اینـجا هم آقا یا سلفی میگیره یا آدامش میجوئه یا داره آهنگای " دِمی لواتو " رو گوش میده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Selfie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
selfie
-
سلفی
adjective nounCine poate rezista unui selfie al unei crime?
کی می تونه در مقابل سلفی یه قتل مقاومت کنه ؟
اضافه کردن مثال
اضافه کردن