ترجمه "Testicul" به فارسی

خایه, خایه, بیضه بهترین ترجمه های "Testicul" به فارسی هستند.

Testicul
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خایه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Testicul " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

testicul noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خایه

    noun
  • بیضه

    noun

    După cum observaţi aceste ouă fecundate cum erup pe suprafaţa testiculelor acestui mascul.

    و شما میتوانید این تخم های پر از زرده را ببینید در سطح بیضه های این حیوان نراست.

  • بيضه

    Tocmai am facut o operatie de testicule unui reporter!

    من يه عمل روي بيضه هاي گزارشگر انجام دادم.

  • خايه

    Nu îmi amintesc să îţi fi tăiat şi testiculele.

    يادم نمياد خايه ت رو هم بريده باشم.

اضافه کردن

ترجمه های "Testicul" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه