ترجمه "adormit" به فارسی
خوابیده, درخواب بهترین ترجمه های "adormit" به فارسی هستند.
adormit
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
خوابیده
Era Emma, prima mireasă care plânge în timp ce mirele era adormit?
آیا اما اولین عروسی بود که در حالی که داماد خوابیده بود گریه کرد ؟
-
درخواب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adormit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن