ترجمه "alb" به فارسی
سفید, سِفيد, سپید بهترین ترجمه های "alb" به فارسی هستند.
alb
adjective
noun
masculine
دستور زبان
de culoarea zăpezii, a laptelui
-
سفید
nounCalul alb, al cărui călăreţ este un rege din cer.
اسب سفید که سوارِ آن، پادشاهی در آسمان است.
-
سِفيد
de culoarea zăpezii, a laptelui
-
سپید
nounDar dacă privim mai atent, nu e atât de alb și negru.
اما اگر نگاه وسیعتری بیندازیم، آن قدر هم سیاه و سپید نیست.
-
ترجمه های کمتر
- sefid
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alb " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Alb
-
سفید
adjectiveSaruman cel Alb a fost dintotdeauna prietenul şi aliatul nostru.
سارومان سفید همواره دوست و هم پیمان ما بوده
تصاویر با "alb"
عباراتی شبیه به "alb" با ترجمه به فارسی
-
سفیدبرفی و هفت کوتوله
-
shrab sfyd · shrabhay sfyd · شراب سفید
-
سفیدبرفی
-
لکلک
-
بلاروس
-
سلاح سرد
-
پلیکان سفید بزرگ
-
دمجنبانک سفید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن