ترجمه "apostol" به فارسی
حواری, حواریون, رسول بهترین ترجمه های "apostol" به فارسی هستند.
apostol
noun
masculine
دستور زبان
-
حواری
nounAl șaselea și ultimul apostol se numea Willy.
ششمین و آخری حواری ، ویلی نام داشت
-
حواریون
pMai târziu, Isus li s-a arătat apostolilor.
مدتی بعد، عیسی به حواریون خود ظاهر شد.
-
رسول
nounîn Islam
Cum îl putem imita pe apostolul Pavel când vizităm pe cineva care este slab?
هنگام ملاقات کردن افراد ضعیف چگونه میتوانیم پولُس رسول را سرمشق قرار دهیم؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " apostol " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Apostol
-
حواریون مسیح
عباراتی شبیه به "apostol" با ترجمه به فارسی
-
متی
-
اعمال رسولان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن