ترجمه "asistent" به فارسی
آسیستان, دستیار بهترین ترجمه های "asistent" به فارسی هستند.
asistent
noun
masculine
دستور زبان
-
آسیستان
-
دستیار
nounCred că va trebui să găsesc şi instruiesc un nou asistent manager.
فکر کنم باید یه دستیار مدیر جدید پیدا کنم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " asistent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "asistent" با ترجمه به فارسی
-
سرپرست تقویم
-
دستیار صندوق پستی پوشه اداره شده
-
کمک داور
-
دستیار ورود به برنامه Windows Live
-
Wissenschaftliche Hilfskraft (Forschung
-
دستیار برنامه ریزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن