ترجمه "aur" به فارسی
طلا, زر, زرین بهترین ترجمه های "aur" به فارسی هستند.
aur
noun
neuter
دستور زبان
-
طلا
nounنوعی فلز واسطه ارزشمند
Lumea urmează o regulă de aur: oricine are aurul face regulile.
دنیا از یک قانون طلائی پیروی میکند: هر کسی که طلا دارد، قوانین را میسازد.
-
زر
nounUN PROVERB bine cunoscut spune: „Politeţea este cheia de aur care deschide toate porţile“.
ضربالمثلی فارسی میگوید: «ادب مرد بهتر از زر اوست.»
-
زرین
nounUnul devorându-l pe călălalt încoronat cu flori de aur.
یکیشان داشت دیگری را که تاجی از گُل های زرین بر سر داشت می بلعید
-
ترجمه های کمتر
- طلایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "aur"
عباراتی شبیه به "aur" با ترجمه به فارسی
-
هیدروکسید طلا(III)
-
جایزه گلدن گلوب
-
شاخ طلایی
-
Au Pair
-
گل طلایی
-
نسبت طلایی
-
گلد کوست
-
زرین · طلایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن