ترجمه "automat" به فارسی
خودکار, اتوماتیک بهترین ترجمه های "automat" به فارسی هستند.
automat
adjective
noun
masculine
neuter
دستور زبان
care efectuează anumite operații fără intervenția omului [..]
-
خودکار
adjective nounDeci acesta este un automat de vanzare pentru ciori.
خوب، این یک دستگاه خودکار پخش خوراکی برای کلاغ هاست.
-
اتوماتیک
Totuşi, lucrul acesta nu duce automat la un mod de viaţă sănătos.
با این حال، این به طور اتوماتیک به معنی زندگی سالم نیست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " automat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "automat" با ترجمه به فارسی
-
خلبان خودکار
-
ترجمه ماشینی
-
دستگاه فروش خودکار
-
مدارشکن قدرت
-
خلاصهسازی خودکار
-
مرور خودکار Office
-
ماشین های تعین پذیر حالات متناهی
-
اتوماتیک · خودکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن