ترجمه "avion" به فارسی
هواپیما, هواپيما, طیاره بهترین ترجمه های "avion" به فارسی هستند.
avion
noun
neuter
دستور زبان
-
هواپیما
nounAm văzut căruţe şi tunuri abandonate şi chiar rămăşiţele unui avion.
حتی بقایای یک هواپیما و جنگافزار و واگنهای ارتشی که رها شده بودند نیز دیده میشد.
-
هواپيما
nounMă urc în avion şi mă întorc în Londra.
همين الان سوار هواپيما ميشم و برمي گردم لندن.
-
طیاره
noun -
هَواپَيما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " avion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "avion"
عباراتی شبیه به "avion" با ترجمه به فارسی
-
هواپیمای نازکپیکر
-
جنگنده زمینی
-
هواپیمای ترابری نظامی
-
هواگرد شناسایی
-
جنگنده برتری هوایی
-
هواپیماربایی
-
جنگنده
-
هواپیمای جنگنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن