ترجمه "bilet" به فارسی
بلیت, بلیط بهترین ترجمه های "bilet" به فارسی هستند.
bilet
noun
neuter
دستور زبان
-
بلیت
nounMajoritatea Martorilor erau săraci și abia își puteau permite să plătească biletul până la locul de congres.
اکثر شاهدان یَهُوَه وضع مالی خوبی نداشتند و فقط قادر بودند بهای بلیت یکطرفه را بپردازند.
-
بلیط
nounLe-am spus să-mi trimită un alt bilet.
به او گفتم، که آنها بلیط دیگری برای من بفرستند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bilet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bilet" با ترجمه به فارسی
-
اسکناس
-
سفته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن