ترجمه "binevoitor" به فارسی
خیرخواه, نیککامه بهترین ترجمه های "binevoitor" به فارسی هستند.
binevoitor
Adjective
Noun
دستور زبان
-
خیرخواه
El credea că avem nevoie de paznici binevoitori care să ia decizii pentru binele tuturor.
معتقد بود که ما به سرپرستان خیرخواه نیازمندیم که میتوانند برای خیر و صلاح همه تصمیم بگیرند.
-
نیککامه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " binevoitor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "binevoitor" با ترجمه به فارسی
-
خیرخواه · نیککامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن