ترجمه "bolnav" به فارسی

بیمار, خسته, مريض بهترین ترجمه های "bolnav" به فارسی هستند.

bolnav adjective masculine دستور زبان

suferind [..]

+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیمار

    adjective

    care suferă de o boală; malad

    Pentru că agresorul tipic nu e bolnav și pervers.

    به این دلیل که یک مجرم نوعی، فردی بیمار و غیر عادی نیست.

  • خسته

    adjective

    Ești bolnav de a fi ultimul pentru cabana?

    از اینکه آخرین نفر باشید که بهتون جا میدن خسته شدید ؟

  • مريض

    adjective

    care suferă de o boală; malad

    Am auzit că domnita Morgana e grav bolnavă.

    شنيدم که بانو مورگانا به شدت مريض هستن.

  • ترجمه های کمتر

    • بیمار مريض
    • مریض
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bolnav " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bolnav" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه