ترجمه "bumbac" به فارسی
پنبه, پارچه نخی, پنبه بهترین ترجمه های "bumbac" به فارسی هستند.
bumbac
noun
masculine
neuter
دستور زبان
plantă [..]
-
پنبه
nounplantă
Eram la marginea a mii de hectare de bumbac.
ما کنار هزاران هکتار دشت پنبه ایستاده بودیم.
-
پارچه نخی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bumbac " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bumbac
-
پنبه
nounBumbacul e moale, dar planta e plină de ţepi.
حالا پنبه خودش نرمه ولی بخش بیرونی گیاه پر از خار چسبنده است.
تصاویر با "bumbac"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن