ترجمه "butelie" به فارسی
بطری, کانتینر بهترین ترجمه های "butelie" به فارسی هستند.
butelie
Noun
دستور زبان
-
بطری
nounAu comandat o jumătate de butelie de vin, două pahare cu apă de la robinet, şi acolo sub masă este o furculiţă.
نصف بطری شراب سفارش دادن دوتا لیوان آب و الان هم یه چنگال روی زمین زیر میزشونه
-
کانتینر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " butelie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن