ترجمه "car" به فارسی
گاری, ارابه بهترین ترجمه های "car" به فارسی هستند.
car
noun
masculine
neuter
دستور زبان
-
گاری
nounSe micşorează numărul maxim de paşi pe care trebuie să-l facă fiecare turist până la tonete.
این کار بیشترین تعداد قدم لازم هر فرد برای رسیدن به یک گاری بستنیفروشی را به حداقل میرساند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " car " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Car
-
ارابه
Carele de război aveau fixate coase de fier în prelungirea osiilor de la roți.
داسها احتمالاً حول محور چرخها قرار گرفته بود و از ارابه بیرون زده بود.
عباراتی شبیه به "car" با ترجمه به فارسی
-
ارابه · ارابہ · گردونه
-
تبلیغ کننده
-
بردن · ترابری کردن · ترانسپورت کردن · نقل
-
پیاده کننده تروجان
-
كه · کدام · کدم · کدوم · کم · کمو · که · کودوم · ی که
-
هشت هزار متریها
-
عمیق
-
گردونه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن