ترجمه "colț" به فارسی
گوشه, نبش, کنج بهترین ترجمه های "colț" به فارسی هستند.
colț
noun
Noun
neuter
دستور زبان
-
گوشه
nounApoi, o noapte, el ma tras într-un colț.
بعد ، يک شب ، منو کشيد يه گوشه.
-
نبش
Dar odată eram în Oakland, mergând pe Broadway, când am ajuns la un colț.
اما یه دفعه توی"اُوکلَند" بودم و داشتم در طول "برادوِی" قدم میزدم، و به نبش خیابونی رسیدم.
-
کنج
Şi din cauza acestei lipse de informaţie, canalele media și Internetul -- acest nou colț de stradă digital -- ne educă copiii în locul nostru.
و در این خلاء اطلاعات رسانه و اینترنت-- آن کنج جدید خیابان دیجیتالی -- دارند بچه هامون رو تعلیم میدند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " colț " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "colț" با ترجمه به فارسی
-
ضربه کرنر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن