ترجمه "complicat" به فارسی
دشوار, سخت, صعب بهترین ترجمه های "complicat" به فارسی هستند.
complicat
Adjective
دستور زبان
-
دشوار
adjectiveDar găsirea dovezilor concrete este o strădanie complicată.
ولی پیدا کردن این دلایل محکم و قاطع، کار بسیار دشوار و سختی است.
-
سخت
adjectiveSper că eşti mulţumită aici şi că aranjamentele tale familiale nu se dovedesc prea complicate.
اميدوارم که اينجا خوشحال باشي و اداره ي خانواده ات زياد سخت نشده باشه.
-
صعب
adjective
-
ترجمه های کمتر
- مشکل
- پیچیده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " complicat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن