ترجمه "comun" به فارسی
رایج, شایع, معمول بهترین ترجمه های "comun" به فارسی هستند.
comun
adjective
masculine
دستور زبان
-
رایج
adjectiveChipurile, şi câteodată chipurile deformate, reprezintă singurele lucrurile comune din aceste halucinaţii.
چهره ها، و گاهی اوقات چهره هاي بدشکل و ناقص، رایج ترین صحنه ها در این توهمات اند.
-
شایع
adjectiveȘi totuși, acest fapt atât de comun e atât de prost înțeles.
و با این حال، این رفتار بسیار شایع خیلی کم درک و شناخته شده است.
-
معمول
adjectiveTeme comune de pe glob includ animale sălbatice mari și trasări ale mâinii omenești, de obicei mâna stângă.
موضوع های معمول در سراسر دنیا شامل حیوانات بزرگ وحشی و ترسیم دست انسانهاست، معمولا دست چپ.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " comun " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "comun" با ترجمه به فارسی
-
سارگپه
-
بزرگترین مقسومعلیه مشترک
-
اموال عمومی
-
گور دسته جمعي
-
تأیید همزمان
-
موشخرمای کوهی آمریکا
-
لقمهماهی معمولی
-
گور دستهجمعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن