ترجمه "concert" به فارسی
کنسرت, کنسرت, کنسرتو بهترین ترجمه های "concert" به فارسی هستند.
concert
Noun
دستور زبان
-
کنسرت
nounOamenii care au construit această minunată sală de concerte.
از مردمی که این سالن کنسرت را ساخته اند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " concert " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Concert
-
کنسرت
nounConcertul e în aer liber la unul dintre amfiteatre.
تو يکي از سالن هاي آمفي تئاتر ، کنسرت داره.
-
کنسرتو
nounTata a văzut o poză de la concert, şi a înţeles greşit.
بابا عکسه کنسرتو ديد اون کاملاً در اشتباهه
عباراتی شبیه به "concert" با ترجمه به فارسی
-
کنسرتو پیانو
-
آلبوم زنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن