ترجمه "conector" به فارسی
رابط ترجمه "conector" به فارسی است.
conector
Noun
دستور زبان
-
رابط
nounPungi, tuburi, cleme, conectori.
کيسه ، لوله ، چفت ، رابط.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conector " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conector" با ترجمه به فارسی
-
رابطهای منطقی
-
متصل کننده گروه مسیریابی
-
رابط جستجو
-
متصل کننده دایرکتوری فعال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن