ترجمه "cord" به فارسی
دل, قلب بهترین ترجمه های "cord" به فارسی هستند.
cord
noun
neuter
دستور زبان
inimă [..]
-
دل
nouninimă
-
قلب
nouninimă
Un îngrijitor a suferit un atac de cord.
ميگن يکي از نظافت چي ها سکته قلبي کرده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cord " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cord" با ترجمه به فارسی
-
انفارکتوس میوکارد · سکته قلبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن