ترجمه "curat" به فارسی
تمیز, پاک, ناب بهترین ترجمه های "curat" به فارسی هستند.
curat
adjective
masculine
دستور زبان
-
تمیز
adjectiveO să iau bagajele, să fac curat putin.
من کیف ها رو برمیدارم ، یکم اینجا رو تمیز میکنم.
-
پاک
adjectiveO privează de reputaţia de persoană morală şi de o conştiinţă curată.
وی آن زن را از عفت و وجدانی پاک محروم میسازد.
-
ناب
adjectiveaşa că vă voi descrie, în stil curat Monty Python,
حالا میخوام به شیوهی ناب «مونتی پایتون» (برنامهای کمدی) براتون توضیح بدم،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " curat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "curat"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن