ترجمه "dansator" به فارسی
رقاص, رقصنده بهترین ترجمه های "dansator" به فارسی هستند.
dansator
noun
masculine
دستور زبان
-
رقاص
nounDamon trebuie să recunoască că fratele lui mai mic e un dansator mai bun.
خب ، ديمن بايد قبول کنه که داداش کوچيکترش ، رقاص بهتريه.
-
رقصنده
noun particleهنرمندی که میرقصد
Unul dintre cele mai importante documentare pe care le-am făcut a fost cel despre băieții dansatori ai Afganistanului.
یکی از مهمترین کارهایی که کردم درباره پسران رقصنده در افغانستان بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dansator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dansator"
عباراتی شبیه به "dansator" با ترجمه به فارسی
-
رقصنده روی یخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن