ترجمه "dată" به فارسی
تاریخ, بار, داده بهترین ترجمه های "dată" به فارسی هستند.
dată
noun
Noun
feminine
دستور زبان
-
تاریخ
noun neuterAnunţă data congresului special de o zi, dacă aceasta se cunoaşte.
اگر تاریخ مجمع یکروزه مشخص شده است، آن را اعلام کنید.
-
بار
nounPuteam să citesc pentru prima dată în viața mea.
یعنی برای اولین بار توی زندگیم داشتم نوشته میخوندم.
-
داده
nounreprezentare simbolică a atributelor sau a caracteristicilor cuiva
Poate nu avem nevoie de date, dar avem nevoie să ni se aducă aminte.
ممکنه ما به داده نیاز نداشته باشیم ولی به یادآویهائی نیاز داریم.
-
ترجمه های کمتر
- دادهها
- دفعه
- مرتبه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dată " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dată" با ترجمه به فارسی
-
نمای ورقه داده ها
-
فشردهسازی دادهها
-
اطلاعات ناکافی
-
زمینه داده ها
-
داده های شکل
-
پایگاه داده توزیع شده
-
گرافیک داده
-
منبع داده ها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن