ترجمه "datorie" به فارسی

تکلیف, بدهی, وظیفه بهترین ترجمه های "datorie" به فارسی هستند.

datorie noun feminine دستور زبان

sumă de bani sau orice alt bun datorat cuiva

+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تکلیف

    noun

    De aceea, datoria ta este faţă de Biserică pentru totdeauna şi aceasta datorită familiei tale.

    از این رو تکلیف تو بر کلیسا برای همیشه است، و این به خاطر خانوادۀ تو است.

  • بدهی

    noun

    Ar trebui să-ți plătești datoriile.

    شما باید بدهی های خود را پرداخت

  • وظیفه

    noun

    Cu toate acestea, motivul pentru care predicăm este iubirea, nu simpla datorie.

    با این حال، انگیزهٔ ما برای موعظه، صرفاً احساس وظیفه نیست بلکه محبت است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " datorie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "datorie" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "datorie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه