ترجمه "desen" به فارسی
اسکچ, رسم, نقاشی بهترین ترجمه های "desen" به فارسی هستند.
desen
noun
neuter
دستور زبان
-
اسکچ
-
رسم
nounAcesta nu este un creier real. Este poza unuia, un desen.
این یک مغز واقعی نیست. عکس یکی از آنهاست، رسم خطوط آن.
-
نقاشی
De profesie, sunt biolog molecular, şi am văzut multe asemenea desene.
من دانش آموخته زیست شناسی مولکولی هستم، و یه عالمه از این نقاشی ها دیده ام.
-
کارتون
nounEl face multe investigații înainte să facă un desen.
میدنید٬ قبل از این که یک کارتون را بکشد کلی تحقیق میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " desen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "desen" با ترجمه به فارسی
-
کارتون
-
کارتون
-
نقشه · نقشهکشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن