ترجمه "documentar" به فارسی
فیلم مستند, مستند بهترین ترجمه های "documentar" به فارسی هستند.
documentar
Adjective
دستور زبان
-
فیلم مستند
E un documentar de lung metraj despre conștiență.
این قرار است نهایتا یک فیلم مستند در مورد هوشیاری بشود.
-
مستند
nounAdor documentarele cu pinguini, dar nu asta era știrea zilei!
من عاشق مستند پنگوئن ها هستم اما اون موقع این خبر روز نبود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " documentar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "documentar" با ترجمه به فارسی
-
عکاسی مستند
-
فرضیه مستند
-
فیلم مستند
-
شبه مستند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن