ترجمه "dom" به فارسی
گنبد, گنبد بهترین ترجمه های "dom" به فارسی هستند.
dom
noun
neuter
دستور زبان
-
گنبد
nounAm făcut asta pentru că domul te îmbolnăvea.
من فقط اونکارو کردم چون گنبد داشت مريضت ميکرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dom
-
گنبد
nounDomul e chiar acolo în curtea lui Duke.
گنبد درست تو حياط پشتي " دوک " ـه.
عباراتی شبیه به "dom" با ترجمه به فارسی
-
گنبد ژئودزیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن