ترجمه "driver" به فارسی
درایور, راه انداز بهترین ترجمه های "driver" به فارسی هستند.
driver
-
درایور
Aveam sistemul de alimentare, driver-ul pentru mouse, memoria şi l-am construit în Kyoto, vechea capitală a Japoniei.
من یک مدیر برق دارم، یک درایور ماوس، حافظه و غیره، و من این را در کیوتو ساختم، پایتخت قدیم ژاپن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " driver " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Driver
-
راه انداز
سیداغا
عباراتی شبیه به "driver" با ترجمه به فارسی
-
رانندهٔ تاکسی
-
گرداننده لایه ای
-
درایور دستگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن