ترجمه "dulap" به فارسی

کمد, گنجه, کمد بهترین ترجمه های "dulap" به فارسی هستند.

dulap noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمد

    noun

    Mama a scos un cadou surpriză din dulap.

    مامان يه هديه سورپرايزي رو از توي کمد کشيد بيرون.

  • گنجه

    noun

    A stat în dulap ani de zile, acumulând praful.

    اين سالها تو گنجه بوده پر از گرد و خاك شده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dulap " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dulap
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمد

    noun

    Dulapul ăsta nu-l foloseşti de obicei pentru cărţi şi haine?

    تو عادت نداري تو کمد لباس و کتاب بزاري ؟

اضافه کردن

ترجمه های "dulap" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه