ترجمه "durere" به فارسی

درد, غم, اندوه بهترین ترجمه های "durere" به فارسی هستند.

durere noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • درد

    noun

    Dar nu vreau să simţi vreo durere în seara asta.

    اما من نميخوام که امشب هيچ دردي رو حس کني.

  • غم

    noun

    Naomi a trebuit să suporte durerea pricinuită de moartea soţului şi a celor doi fii ai ei.

    نَعُومی میبایست غم از دست دادن همسر و دو پسر خود را تحمّل میکرد.

  • اندوه

    noun

    Realist vorbind, nimic nu va înlătura complet durerea pe care o simți.

    واقعیت این است که هیچ چیز نمیتواند اندوه مرگ عزیز را کاملاً التیام بخشد.

  • زاری

    Ei plâng, jelesc şi se lovesc în piept de durere.

    آنان با صدای بلند، شیون و زاری میکردند و بر سینه میزدند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " durere " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Durere
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • درد

    noun

    Durerii, prejudiciu nu ține-mă jos de prea mult timp.

    درد و جراحت نمي تونن مدت زيادي من رو از پا بندازن.

تصاویر با "durere"

عباراتی شبیه به "durere" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "durere" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه