ترجمه "examen" به فارسی

آزمون, امتحان, آزمایش بهترین ترجمه های "examen" به فارسی هستند.

examen noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمون

    noun

    Nu despre eșecul la un examen sau pierderea unui meci de baschet.

    صحبت من درباره مردود شدن در یک آزمون یا باخت در یک بازی بسکتبال نیست.

  • امتحان

    noun

    Un tip trebuie să scrie pentru sora sa la examen.

    يه برادر بايد بره امتحان خواهرش رو بنويسه.

  • آزمایش

    noun

    Apropo, ultima data am făcut un examen scurt la sâni.

    به علاوه ، آخرین باری که اینجا بودم آزمایش سینه ام خیلی سریع بود

  • تست

    noun

    De ce nu s-a observat asta la examenul toxicologic?

    چرا تست سم شناسي اينُ نشون نداد ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " examen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "examen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه