ترجمه "face" به فارسی

کردن, كردن, کار کردن بهترین ترجمه های "face" به فارسی هستند.

face verb دستور زبان

a crea, a alcătui, a realiza

+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کردن

    verb

    Chiar dacă riscau să moară în lagăr, majoritatea nu au făcut compromis.

    ولی فقط تعدادی کم این برگه را امضا کردند.

  • كردن

    Cred că cea mai bună cale de a face o schimbare este să ofer dragoste.

    من باور دارم كه بهترين راه براي عملي كردن تغيير عرضه ي عشق است.

  • کار کردن

    verb

    Iar singura cale de a face asta este prin munca ce o fac pentru duşmani.

    و تنها راهي که براي پيدا کردن پدرم وجود داره کار کردن براي دشمن ـه.

  • ترجمه های کمتر

    • تولید
    • ساختن
    • کَردَن
    • کُن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " face " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "face" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "face" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه